• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color
Slide Show

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست
صاحبْ انبان چاپ ارسال به دوست
25 تیر 1389 ساعت 20:59

 ابر سرخی آسمان را زرشکی کرده بود. لابد این ابرها باران می آوردند. ماه با بی حوصلگی از پشت ابرها سرک می کشید و گاهی نقره ای به آسمان زرشکی می پاشید.

دو پسر بچه در کوچه های تنگ و تاریک خانه های کاهگلی حاشیه ی مدینه می دویدند. چند کودک آن طرف تر زل زده بودند به دست مادرشان که برایشان نان می پخت. آن سوتر، صدای مادران از خانه های نیمه ویران به گوش می رسید:

پسر! بیا خانه! تاریک شد...
دخترم! پدر به خانه آمد...
پسرم...

کوچه کم کم خلوت می شد. ماه دهن دره ای کرد و به روی شب آغوش گشود. کورسویی از نور شمع از خانه ها بیرون می آمد. صدای دویدن ها خاموش می شد و صدای تنور، صدای فریادها نیز.

کودکی با انگشت کوچک و خاک آلودش مردی را که از کوچه می گذشت به دوستش نشان داد. دوستش با شیطنت لبخندی زد و زیر لب با خوشحالی گفت:

صاحب انبان! صاحب انبان! (1)

مرد با شانه ی خمیده کیسه ی بزرگی بر شانه اش می برد. می برد تا بین گرسنگی کوچه تقسیمش کند.

***

پای چهلمین نخل نشسته بود و غرق تفکر بود. عبا از یک سوی شانه اش لغزیده بود. دست زیر چانه برده بود و فکر می کرد.

پسرش آمد. کنارش نشست و وقتی دید پایش از ایستادن زیاد ورم کرده انگار تیری از دلش گذشت. نگاهی به صورت پدر کرد. رد اشک دید و جای مهر. باز هم گریست. می خواست به پدر بگوید که امروز به جای هزار رکعت، کمی کمتر بخواند. تا دهان باز کرد پدر به حرف آمد:

اخباری را که از نماز جدمان امیرالمؤمنین آمده است، بیاور تا با هم بخوانیم.

پسر رفت و کتاب را آورد. با پدر خواندند و آخر پدر آهی کشید گفت:
چه کسی تاب عبادت او را دارد؟!

پی نوشت:

1.انبان یعنی کیسه.
2.با استفاده از روایات منتهی الآمال، صص 577 - 587

پ.میعاد

 

نظر
افزدون جدیدجستجو
برادر مهدی () 2010-07-17 02:46:02

خیلی زیبا بود ممنون!
هاجر () 2010-07-17 04:56:15

رد اشک دید و جای مهر... :unsure:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

آخرین نظرات

نگارنده غيب

رسول اكرم صلى الله عليه و آله
خداوند متعال مى فرمايد: بر خود واجب كرده ام دوست داشتن كسانى را كه به خاطر من به ديدار يكديگر مى روند و كسانى كه در راه من به يكديگر بخشش مى نمايند، چنين كسانى (روز قيامت) بر منابرى از نورند به گونه اى كه پيامبران و صديقين به جايگاه آنان غبطه مى خورند.
صحيح ابن حبّان، ج2، ص338

فروشگاه اینترنتی

 

نشریات ما

 

 

همسايه‌ها


  

خبر خوان


سبز آبی

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.
و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
 
سورة مباركه  الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)  فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟
22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.
ادامه مطلب...