• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color
Slide Show

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست
اگر روسری ام را بر ندارم...؟؟ چاپ ارسال به دوست
28 تیر 1389 ساعت 20:09
 در این میان شخصی از داخل جمعیت بلند شد و گفت: اصلا این دختر از اسلام چه می فهمد که می خواهد مشرف بشود؟




حجت الاسلام والمسلمین دکتر مرتضی آقا تهرانی در دوران اقامت امریکا، امامت جمعه شهر نیویورک و مسئولیت موسسه اسلامی آن شهر را به عهده داشت. خاطره ای که پیش روی شماست، در زمان مسئولیت ایشان در موسسه اسلامی شهر نیویورک رخ داده است...

یک روز جلوی در موسسه دختر خانم جوانی جلوی من را گرفت و اظهار داشت: می خواهد مسلمان شود.

سوال کردم چه اطلاعاتی درباره اسلام دارید؟ گفت: به نتیجه رسیده ام مسلمان شوم. پیشنهاد مطالعه چند کتاب را دادم، کتاب ها در اختیارش گذاشته شد؛ بعد از مدتی با اشتیاق به نزدم آمد و گفت: کتاب ها را خوانده و می خواهم مسلمان شوم.

باز چند کتاب دیگر هم به او دادم و گفتم: اینها را هم مطالعه کنید. این کار چند بار همینطور ادامه پیدا کرد. مطمئن بودم جامعیتی از اسلام و مکتب تشیع از مطالعه کتاب ها برایش حاصل شده است. یک روز همین دختر با عصبانیت وارد موسسه شد و گفت: اگر همین الان شهادتین را برایم نخوانید، داخل شهر می روم، داد میزنم و اعلام می کنم، من مسلمان هستم تا همه متوجه بشوند و به این طریق اسلام می آورم. شور و اشتیاق این دختر موجب این شد تا به او قول دهم در مراسم جشن بزرگ میلاد امام حسین (ع) در موسسه ایشان بیایند و مراسم تشرف به اسلام را برگزار کنیم.

روز میلاد امام حسین(ع) مراسم جشن برپا شد و شیعیان زیادی هم در جلسه شرکت کردند، به عنوان یک میان برنامه اعلام کردیم یک دختر فرانسوی مقیم نیویورک با اطلاع و آگاهی دین اسلام و مکتب تشیع را برگزیده و مراسم تشیع الان برگزار می گردد.

در این میان شخصی از داخل جمعیت بلند شد و گفت: اصلا این دختر از اسلام چه می فهمد که می خواهد مشرف بشود؟ بنده نیز سوالی را مطرح کردم و گفتم هرکس جواب را می داند پیرامون آن توضیح دهد؟ سوال درباره مسئله «بداء» بود که از اعتقادات مسلم ما شیعیان است.هیچکس جوابی نداد! سوال را از این دختر پرسیدم؟ توضیحاتی پیرامون آن به جمعیت ارائه داد.

سپس در جلوی جایگاه قرار گرفت؛ پس از اقرار به شهادتین و ارایه عقاید به او، اذان درگوش راست و اقامه در گوش چپ او خوانده شد. رسما به اسلام و مکتب تشیع گروید و نام او را «رقیه» نهادیم.

چند روزی از این قضیه گذشت تا اینکه همین دختر را با حجاب کامل اسلامی هم راه با مرد و زنی دیدم، به نظر می آمد پدر و مادرش باشند. در خیابان جلوی مدرسه با ما برخورد نمودند.

آن مرد و زن (پدر و مادرش) با زبان فرانسوی شروع به سر و صدا کردند؛ چرا دختر مارا مسلمان نموده اید؟ به او بگویید حجابش را بردارد... سر و صدا باعث شد عده ای دور ما جمع شوند. در همان حین، احساس کردم این دختر تازه مسلمان الان در شرایط سختی است و خیال کردم دارد خجالت می کشد. به موسسه رفتم و زنگ زدم ایران دفتر آیت الله مظاهری و پرسیدم: آیا در چنین شرایطی اگر اصل دین شخص در خطر باشد به نظر شما اجازه می دهید روسری را بردارد؟ در این مورد خاص ایشان فرمودند اشکال ندارد. به سرعت برگشتم و به این دختر گفتم: با یکی از مراجع تقلید صحبت کردم و در مورد شما فرمودند: اگر دین شما در معرض خطر است اشکال ندارد و شما می توانید روسری را بردارید، آنچه در جواب شنیدم این بود: دختر تازه مسلمان به من گفت: این حکم از احکام ثابت و اولیه است یا از احکام ثانویه و بنا بر ضرورت است؟ گفتم از احکام ثانویه می باشد. تا این را شنید، گفت:« اگر روسری خود را برندارم و بخاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب میشوم؟»  گفتم: «بله!»  گفت: « والله روسری خود را برنمی دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم.» البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مودبانه دخترشان از این خواسته صرفنظر کردند.

آنها عازم فرانسه بودند و با همان حال به طرف فرانسه روانه شدند، آدرس یک مرکز دینی که دوستان ما در آنجا بودند به او دادم و بعدا هم متوجه شدم که الحمدلله با یک جوان مسلمان فرانسوی ازدواج نموده است.


منبع: تبيان


نظر
افزدون جدیدجستجو
هاجر () 2010-07-20 00:33:43

"اگر روسری خود را برندارم و بخاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب میشوم؟ " واااااااااااای اینا کجان ما کجاییم...!

خیلی نکته ی ظریفی بود که توی مجلس شیعیان کسی از بدا نمی دونست. در مورد رجعت هم همینطوره. با اینکه یکی از تفاوتهای شیعه و سنیه اما خیلی از شیعه ها اصلا چیزی راجع به رجعت نشنیدن.
یاد فیلم کتاب قانون افتادم :s

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
هادي صداقت () 2010-07-20 04:17:53

با سلام
چند مسئله در اينجا جاي تامل دارد:
1_ آيا حكم حجاب از احكان ثابت و اوليه است يا از احكام ثانويه؟" آنچه كه ما بدان رسيده ايم و آقايون علما فرموده اند حجاب از احكام اوليه است احكام اوليه هم احكامي هستند كه به صراحت در دين وارد شده است به خاطر همين ضروت است كه حجاب از احكام اوليه محسوب مي شود.نمي دانم بر چه اساسي آقاي تهراني اين طور جواب داده اند.
2_در مورد اينكه اگر اصل دين شخص در خطر باشد آيا مي تواند روسري را بردارد؟
خير نمي تواند مگر آنكه جانش در خطر باشد، به هيچ عنوان نمي توان حكمي از احكام خدا را زير پا گزارد در اين مورد نه جانش در خطر بود و نه دينش.
3_ واگر روسري خود را برندارد و در راه حفظ حجابش جانش را از دست دهد شهيد از دنيا رفته است؟
اين مورد اختلافي است
ما چنين چيزي در روايات نداريم كه خانمي اگر به خاطر حجابش كشته شد شهيده از دنيا رفته كه به نظر برخي قول حسن هم همين هست.
اما برخي گويند كه اگر به خاطر انجام حكمي از احكام اسلام كشته شود شهيد انسان از دنيا رفته است.( اين مورد اختلافي است)
نكته اي ديگر ، اگر ايشان چند كتاب ديني خوانده باشد پي مي برد كه اسلام آوردن يكيش زباني اقرار به توحيد و يگانگي خداست و ديگر شهادت به پيامبر و رسالت خاتم ديگه دادو فرياد ندارد كه خودش در خانه همين كار را ميكرد.
حجاب هم به چادر و مانتو نيست به پوشش است.
در بيان خاطره هم كمي تامل بفرماييد.
باور بفرماييد يكي از دشمنان دين و روحانيت اصيل الان عده اي از مذهبي ها شده اند چرا كه فهم صحيحي از دين ندارند.بر اساس فهم خودشان دين را تفسير كرده اند.
ما از شما انتظار داريم همين عده از جوانان را به دين صحيح آشنا كنيد.فردا يك مطلب نادرستي اينجا مي خوانند بعد عالمي صحيحش را به آنها مي گويد ادعا مي كنند كه عالم نمي داند و از خودش در مي آورد. چنين چيزهايي ديده شده.
دور باشد از شما كه در اين دنيا جزء دوستان اهل بيت ناميده شويد و فرداها در زمره دشمنان اهل بيت محاكمه شويد.
كمي با تامل بيشتر مطلب بنويسيد.
بارها گفته ام احساسي مطلب ديني ننويسيد ، اگر مي خواهيد احساسي بنويسيد به دل نوشته كفايت كنيد آنهم مراقب باشد دل نوشته شرك آلود نباشد، سنا احساسي مي نويسد ، خانم محبي احساسي مي نويسد ، مخبر كه خب اصلا قلمش فرق دارد ( هرچند كه در اين نوشته اخيرش سهل انگاري كرد كه البته تقصير احتمالا از صحبت با سنا بود) در نوشتهخ هاي ميعاد عزيز كم اشتباه ديده شده، در هر حال مراقب باشيد شيطان همواره در كمين است.
آقاي راد بايد صراحتا بگويم نظارت صحيحي شما بر سايت نداريد.
برادر مهدی () 2010-07-21 02:58:51

حالا دیگه پیاز داغش رو زیاد نکن هادی جان البته من هم در مواردی دیده ام که مطلبی روی سایت قرار گرفته که جنبه هایی از اون به لحاظ فقهی اشکالات ریزی وارده که خب باید برطرف بشه ولی پیام اصلی این مطلب که از خودگذشتگی اون دختر خانوم به خاطر دین بود . خب تاثیر گذار بود
!!! () 2010-07-21 04:30:38

به نکته خوبی توجه کردی : پیازداغ!!!
هادي صداقت () 2010-07-21 11:55:22

برادر مهدي هدف وسيله را توجيه نمي كند.
اين سخن واقعا خطرناكي هست كه شما بر قلم مي آوريد
يعني بدعت گذاري شود به خاطر هدف.
اگر اين بينش شما باشد خيلي خطرناكه.
بعضي اوقات كه با اين نظرات بدور از دين روبرو ميشوم اصلا دستم براي نظر نوشتن نمي رود .
خداوند ما را هدايت فرمايد.
سايت مستور، برخي خوانندگان شما متاسفانه سخناني مي زنند كه واقعا جاي تامل دارد .
در فرهنگ سازي ديني بكوشيد.
من هرچه بگويم شما فكر مي كنيد من دشمنم ولي خدا مي داند كه من براي رضاي خدا در اين سايت نظر مي گذارم من به تمام عزيزان فعال در اين موسسه ارادت دارم خدا مي داند.
من در اين نوع طرز فكر برخي خوانندگان ، سايت مستور و مديريتش را بي تقصير نمي دانم.
آنقدر در مورد خطرات بدعت ما روايات داريم ، تا آنجا كه برخي روايات ريختن خون بدعت گذار را جايز مي دااند.
تامل بفرماييد.
بحث دين خيلي پيچيده است.
اگر قرار بو.د هركسي با چند سال درس خواندن به جايي برسد كه مقالات ديني بنويسد، پس ديگر حوزه هاي علميه به چه درد مي خورند، اين همه درس ، طلبه اي بلكه سالها 10سال 20سال بلكه تا پايان عمر تحصيبل مي كند اجازه نمي دهد به خود اظهار نظري بدون اطلاع از دين كند، آخر چه قدر جرات چه قدر اظهار جرات به خود مي دهيم در مقابل شارع مي ايستيم و نظر مي دهيم آنهم نظر اشتباه سپس توجيه ميكنيم مي دانيد توجيه كردن يكي از لشكرهاي ابليس هست.
من در مجالس مذهبي و در جمع مذهبيون زياد هستم، متاسفانه بيشتر مذهبي ها حتي كساني كه وسعت انديشه دارند نيز به اين بيماري ها دچارند.
تنها دعايم اين است كه خدا مارا هدايت كند.
سفارش من به عنوان برادر اين است از مراجع فاصله نگيريد .
ولله قسم خانما و آقايون فعال در اين سايت در نوشتن مقالات ديني احتياط بفرماييد.
عزيزان يكي از بيماري هاي جامعه ما اسم زدگي است، مثلا نوشته اي را فلان آقا گفته پس صحيح است نه خير اين اشتباه است هركس كه در هر صحنه اي اسم بزرگي از خود به جاي گذاشت اين دليل نميشود كه تمام سخنانش درست باشد.
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

آخرین نظرات

نگارنده غيب

رسول اكرم صلى الله عليه و آله
خداوند متعال مى فرمايد: بر خود واجب كرده ام دوست داشتن كسانى را كه به خاطر من به ديدار يكديگر مى روند و كسانى كه در راه من به يكديگر بخشش مى نمايند، چنين كسانى (روز قيامت) بر منابرى از نورند به گونه اى كه پيامبران و صديقين به جايگاه آنان غبطه مى خورند.
صحيح ابن حبّان، ج2، ص338

فروشگاه اینترنتی

 

نشریات ما

 

 

همسايه‌ها


  

خبر خوان


سبز آبی

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.
و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
 
سورة مباركه  الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)  فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟
22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.
ادامه مطلب...