





| عروج افقی |
|
|
| 12 مرداد 1389 ساعت 01:19 | |||||||||||||||||||
سجاده را که پهن می کرد یادش افتاد که آخر همین ماه عروسی دوستش است، قامت بست و الله اکبر را که گفت تصمیم گرفت برای عروسی لباس جدیدی بخرد. مدلها و الگوهای مختلف جلوی چشمانش رژه می رفتند. با رکعت دوم و سوم کل خیابان شانزه لیزه و مفتح* را گشت و در رکعت چهارم یادش آمد که آخرین باری که آنجا را گشته چیز مورد علاقه اش را پیدا نکرده است. السلام علیکم را که گفت با این تصمیم که یکی از قدیمی ها را بپوشد به سمت کمد لباسهایش رفت! *بازارهای لباس مجلسی در تهران مریم محبی
Powered by !JoomlaComment 3.12 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved. |
|||||||||||||||||||
| < بعد | قبل > |
|---|
| برگ نخست |
| ذرهبين |
| مقالات |
| گفتوگو |
| داستان |
| شعروادب |
| سبزآبی |
| معرفي كتاب |
| چند رسانه ای |
| گزارش |
| قلقلک |
| تماسباما |
| پایگاههای مهدوی |
| اخلاق فردی و اجتماعی |
| |||||
چقد سياسي شده ذره بين!ديگه رغبت نميكنم به سا...
واقعا لذت بردم . التماس دعا
سلام خدا قوتخواستم از مداح های دانشگاهمون ت...
dar zemmmmmmmmm baba fahmidim sheitan parastin
خداییش وقتی آدم راحت می گیره؛ واسه جفت طرفین...