|
30 مرداد 1389 ساعت 15:15 |
آن رنجه که در این یونیورسیتی های وطنی بر خیل این طلاب علم رفتی، آن چنانم آشفت که با خود گفتم : "ایها الروزنامه چی! شیر پاک خورده را نشاید که این همه بیند و دم بر نیاورد!" زین رو تقریر این شکواییه کردم. باشد که اهل خرد به گوش گیرند و چاره کار کنند.
الیوم مثل الکنکور کمثل پل صراط. کانها خیل عظیمی را در پس آن دماغ بسوختی و آنان که از این خوان هفتم گذر کردی تنی چند باشند قلیل[۱]، که هر یک را جرگه ای جای باشد:
اول گروه از ما بهتران! آنان که سکاندار کشتی این یونیورسیتی ها باشند و روا نبود که طفل این گروه درس همی خوانند، زان که کوپن آنان مایِ عوام را توفیر باشد!
دویم عزیزکردگان؛ که دَدی و مامی را طاقت دیدن روی زرد فرزند نباشد، ازیرو پس از آنکه به قدر نان شب خانواده ای ورا هزینه تلمذ در مکتبخانه کنکوریان دادی و هر رنگ کتاب کنکور خریدی و از استاذان شهر، هرآنکه شهره بودی به خانه آوردی، فرزندِ بلا گرفته بابا، سالی را به عیش و طرب گذرانید و اس ام اس پرانید و گویند اگر جلبکی را سوالات کنکور داده بودی افزون بر وی پاسخ می گفتی! زین رو بدان جهت که از زورِ غصه، ۱۰۰ گرم از تَلِ خندق بلای وی نکاهد، ورا پول دهند و به زور به یونیورستی کنند، تا آنان را که جیب پر پول نباشد چشم ها به در آید!
سیّم ما فلک زدگان باشیم، که ما را خدای تعالی بزرگ است! ما را نه کوپن باشد و نه جیب آکنده از مال، زین جهت سالی سر در کتاب فرو بردی و گوشه عزلت گزیدی و ترک طرب می کنیم، که خدای تعالی را جای حق است و اگر این خدایگان شهر- نعوذ بالله – پای از پای افزار خدا به درآرند و به صد لطایف الحیلی طفلشان را به یونیورسیتی قالب نکنند، این جرگه نیز به مزد زحمت خود به یونیورسیتی درآیند.
منتظر مابقی مطلب باشید
پی نوشت 1) گرچه مرحمت اهل علم را چندان شده که شما را نگرانی نشاید، زان رو که این روزها کمثل تیئاتر شهر، هر صندلی یونیورسیتی را ۴ تن بلیط فروختی و آن چه که مهم بودی جذب تلامیذ افزون تر است، حال آنکه اگر تلمیذ صندلی برای مجالست نداشتی گو باک نیست که همانا امیرکبیر ثابت کردی که اصل آموختن است.
وبلاگ طنزنگار،روزنامه چی
|
چقد سياسي شده ذره بين!ديگه رغبت نميكنم به سا...
واقعا لذت بردم . التماس دعا
سلام خدا قوتخواستم از مداح های دانشگاهمون ت...
dar zemmmmmmmmm baba fahmidim sheitan parastin
خداییش وقتی آدم راحت می گیره؛ واسه جفت طرفین...