|
29 بهمن 1386 ساعت 19:01 |
صبح بود و خورشید جوان بر خوردک موج های آرامش دریا ، گرد طلا می پاشید.
در یک میلی ساحل ، قایقی ماهیگیری بر آب جا خوش کرده بود. هوای خوردن صبحانه در گله ی مرغان دریایی شوری برانگیخته بود. هزاران مرغ دریایی بر سر تکه های غذا ، در آب این سو و آن سو چرخ می زدند و ستیز میکردند. روز پر هیاهوی دیگری پا دراز میکرد.
جوناتان ، مرغ دریایی ، در خلوت دوری از ساحل و قایق ، سرگرم پرواز بود. در بلندای صد پایی پاهای پره دارش را پایین آورد و نوکش را بالا برد و برای چرخ زدن به بالهایش قوس رنج آوری داد. این قوس به این معنا بود که آرام به پرواز در آید و اینک چنان آرام می پرید که باد در صورتش نجوا می کرد و اقیانوس در آن پایین آرام می نمود. پس از بسیاری تمرکز حواس چشم هایش را تنگ و نفسش را در سینه حبس کرد، نیرویش را بسیج کرد و اندکی قوس. . . فراختر شد. . . همخوانی بالهایش درهم ریخت و از حرکت باز ماند و فرو افتاد.
مرغان دریایی آن سان که می دانید، هرگز در پرواز از حرکت باز نمی ایستند. باز ایستادن از پرواز در قاموس شان شرم آور و زشت است. اما جوناتان، مرغ دریایی که بی هیچ خجلتی ، بار دیگر بالهایش را در قوسی سخت لرزان گشود.
آرام، آرام، و دیگر بار از حرکت باز ماند- چون دیگر پرندگان نبود. بیشتر مرغان دریایی رنج آموختن چیزی بیش از ساده ترین دانستنی های پرواز را بر خود هموار نمی کنند- اینکه چگونه از ساحل برای یافتن طعمه به پرواز در آیند و باز گردند. برای بیشتر مرغان دریایی ، آنچه اهمیت دارد به چنگ آوردن طعمه است ، نه پرواز. حال آنکه ، برای این مرغ دریایی ، مهم پرواز بود ، نه به چنگ آوردن طعمه. جوناتان بیش از هر چیز عاشق پریدن بود. . . «جوناتان!» « فلچ نازنینم، چیزی را که چشمانت به تو می گوید باور مکن. تمامی چیزی را که به تو می نمایانند، بندهایی بر بال و پر تواند. با چشم خرد بنگر، چیزی را که فرا گرفته ای دریاب، و آن زمان خواهی توانست راه به پرواز در آمدن را بشناسی. »
سوسوی نور رنگ پریده ، رنگ باخت. جوناتان، مرغ دریایی در تهی آسمان ناپیدا شد. اندک زمانی بعد، فلچر مرغ دریایی به آسمان پر کشید، و با گروه تازه ترد شده ی شاگردانی که شیفته ی نخستین درس خود بودند، رویارو شد.
شمرده و آرام گفت: « برای آغاز کردن، باید دریابید که هر مرغ دریایی پنداری بیکران از آزادی است، تصویری از مرغ دریایی بزرگ، و سراسر بدن شمایان، از نوک این بال تا نوک آن بال، چیزی فراتر از اندیشه تان نیست.» جوناتان، مرغ دریایی ، کتابی است سرشار از امید. داستان پرواز و رهایی. داستان چگونه پریدن و چگونه دل کندن ، داستان رها کردن و شکستن تمام عادات. یک داستان نمادین که میشود از آن اوج گرفتن را آموخت. اینکه هرگز نباید مایوس شد و دست از تلاش کشید. نویسنده ی این کتاب، ریچارد باخ، خلبانی است که تا کنون سه کتاب درباره ی پرواز نوشته است و جوناتان مرغ دریایی یکی از زیباترین این سه کتاب است! نویسنده: ریچارد باخ تصویرگر: راسل مانسن گردانده ی :هرمز ریاحی و فرشته مولوی بها: 7500 ريال
پژواك
|
چقد سياسي شده ذره بين!ديگه رغبت نميكنم به سا...
واقعا لذت بردم . التماس دعا
سلام خدا قوتخواستم از مداح های دانشگاهمون ت...
dar zemmmmmmmmm baba fahmidim sheitan parastin
خداییش وقتی آدم راحت می گیره؛ واسه جفت طرفین...