





| پیروز حقیقی |
|
|
| 01 بهمن 1390 ساعت 20:08 | |||||
مأمون گفت: «می خواهم خود را از خلافت معزول کنم و آن را به تو واگذارم و خود نیز، با تو بیعت کنم!» امام پاسخ داد: «اگر این خلافت از آن توست، پس حق نداری این جامه ی خدایی را از تن خود درآوری و بر قامت شخص دیگری بپوشانی و اگر خلافت از آن تو نیست، پس چگونه چیزی را که مال تو نیست، به من می بخشایی؟!» ![]() با این همه مأمون گفت: «تو ناگزیر از پذیرفتن آنی!» امام پاسخ داد: «هرگز این کار را با طیب خاطر نخواهم کرد...» *** شاید برای شما نیز سوال باشد که چرا امام رضا (علیه السلام)، خلافت را نپذیرفت و شاید برایتان جا نیفتاده باشد که چرا ولایت عهدی را پذیرفت و اگر برخلاف این دو کار را انجام می داد، چه اتفاقی می افتاد؟ اگر هنوز در رابطه با سفر پر برکت امام به ایران سوال دارید، کتاب «پیروز حقیقی» با وجود کوتاهی و کوچکی کتاب، پاسخگوی سوالات شما خواهد بود. این کتاب به شما نشان می دهد که موقعیت امام رضا (علیه السلام)، چگونه بود و مأمون چه نقشه هایی برای ایشان ریخته بود. در انتهای کتاب خواهید فهمید که در ظاهر چه کسی برگ برنده را در دست داشت و در واقع چه کسی به هدف خود رسید. «یعقوب علی برجی» این کتاب را نوشته و انتشارات آستان قدس رضوی آن را منتشر کرده است. این کتاب از سری کتابهای «ره توشه» است که توسط همین انتشارات تدوین شده است. پ.میعاد
Powered by !JoomlaComment 3.12 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved. |
|||||
| < بعد | قبل > |
|---|
| برگ نخست |
| ذرهبين |
| مقالات |
| گفتوگو |
| داستان |
| شعروادب |
| سبزآبی |
| معرفي كتاب |
| چند رسانه ای |
| گزارش |
| قلقلک |
| تماسباما |
| پایگاههای مهدوی |
| اخلاق فردی و اجتماعی |
| |||||
بابا ما که مقصر هم نباشیم عذر خواهی می کنیم و...
وای...چه حس وحشت ناکی...خائن!
آخی...چه غم انگیز...
0000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000...