• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color
Slide Show

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست
فرزند ابراهیم چاپ ارسال به دوست
25 اسفند 1387 ساعت 00:00
 خون و خشم از چشم منصور بیرون می ریخت، در طول و عرض قصر قدم می زد و هراز چند گاهی دستهای مشت شده اش را به هم می کوفت.
سربازان و درباریان، با ترس و لرز ایستاده بودند و نمی دانستند این بار برای جعفر بن محمد ( علیه السلام) چه نقشه ای دارد. بعضی ها که دلشان با امام بود، مثل مفضل جعفی با خود می گفتند، این همه جنایت و ناحقی در حق امام کافی نبود؟؟ به اسب بستن امام، کشت و کشتار شیعیان، نقشه ی قتل مخفیانه ی ایشان... بس کن دیگر ظالم!

-آتش! آتش!... کاتب! کاتب! بنویس! برای حسن بن یزید بنویس!
-قربانت گردم امیر! منظورت فرماندار مکه و مدینه است؟
-آری احمق!
-چه بنویسم؟
-مو به مو بنویس!  خانه ی جعفر بن محمد را بسوزان!

***
منصور سرخ تر و عصبانی تر از این نمشد! قاصد حسن بن یزید با ترس و لرز و چهره ی رنگ پریده مقابل او ایستاده بود و با لکنت داشت ماجرای آتش را تعریف می کرد:

-ا اا امیر! ما به دستور شما خانه ی امام را آتش زدیم! آتش پیشروی کرد و تا راهرو پیش رفت. همه فریاد شادی کشیدیم، چون در آن شرایط کسی نمی توانست از آن آتش زنده و سالم بیرون بیاید! ا ا ا اما... اما...

-اما چه نادان؟؟؟
-اما، ناگهان امام را دیدم که در میان آتش راه می رفت و می گفت:
« انا ابن اعراق الثری، انا بن ابراهیم خلیل الله » ( منم فرزند ریشه های زمین ، اسماعیل، منم فرزند ابراهیم خلیل الله)
باور کنید امیر، آتش خانه بر او اثری نداشت... آتش بر او سرد و سالم بود...
مفضل بن عمر جعفی، لبخندی از سر رضایت بر لب نشاند! امام بود دیگر!

منبع: لا یوم کیومک یا اباعبدالله، ص 146 به نقل از اصول کافی، ج 1، ص 473
بازنویسی: پ.میعاد
نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

آخرین نظرات

نگارنده غيب

رسول اكرم صلى الله عليه و آله
خداوند متعال مى فرمايد: بر خود واجب كرده ام دوست داشتن كسانى را كه به خاطر من به ديدار يكديگر مى روند و كسانى كه در راه من به يكديگر بخشش مى نمايند، چنين كسانى (روز قيامت) بر منابرى از نورند به گونه اى كه پيامبران و صديقين به جايگاه آنان غبطه مى خورند.
صحيح ابن حبّان، ج2، ص338

فروشگاه اینترنتی

 

نشریات ما

 

 

همسايه‌ها


  

خبر خوان


سبز آبی

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.
و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
 
سورة مباركه  الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)  فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟
22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.
ادامه مطلب...