• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color
Slide Show

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست
در ایران چه دیدی؟ چاپ ارسال به دوست
29 اسفند 1387 ساعت 00:00
 «... وقتی وارد اتاق شدیم ،پیر مردی ریش سفید که عمامه ای سیاه بر سر داشت و صدر مجلس نشسته بود نظر هر تازه واردی را به خود جلب می نمود.این پیر فرتوت که چهره جذابش بیش از هفتاد سال را نشان می داد همان آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی بود.

بارقه های هوش و ذکاوت در چشمان آیت الله می درخشید. در حالی که تبسم رقیق و آرامی بر لب های او نقش بسته بود ،نگاهخ راسخ و نافذی به من کرد وبدین گونه سخن را به زبان عربی ولی با لهجه فارسی آغاز نمود در این مدت که در ایران هستی چه دیدی؟

من جواب دادم:«حقیقتا چیزی ندیدم. از آن موقعی که وارد ایران شدم ،هر چه صبح شنیدم برعکس آن را بعد از ظهر به من می گویند. نمی دانم وقتی به مصر بازمی گردم و از من می پرسند در ایران چه خبر بود ، در جواب آنها چه بگویم؟»

در حالی که تبسم از چهره آیت الله غروب می کرد و نگاهش کم کم حالت تندی می گرفت در جواب به من گفت:«می خواهی حقیقت را در یک جمله بگویم؟ما می خواهیم انگلیسی های ...مملکت ما را ترک کنند،آنها استقلال را از ما گرفته اند،همان طور که قرآن را از ما گرفته اند،کو قرآن؟»

پس در حالی که چهره ی طوفانی آیت الله رو به آرامش می گذاشت ،کم کم لبخند آرامی صورت او را زینت بخشید و گفت:«به زودی یاران خیانت کار انگلیس می میرند و دستشان کوتاه می شود.همین دو روز پیش دست یکی را کوتاه کردیم و بقیه باید منتظر باشند و قتل رزم آرا به توفیق و الهام از خداوند صورت گرفت تا اینکه خون او پند و عبرتی باشد برای افراد ضعیف الایمان و مردد.»

پی آیت الله با حالت تند و با عزم و اراده گفت:«به زودی نفت ملی می شود ملک خاص ایرانی باشد،بدون شریک...»

 

منبع: کتاب ایران،کوه آتشفشان
نوشته حسنین هیکل

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

آخرین نظرات

نگارنده غيب

رسول اكرم صلى الله عليه و آله
خداوند متعال مى فرمايد: بر خود واجب كرده ام دوست داشتن كسانى را كه به خاطر من به ديدار يكديگر مى روند و كسانى كه در راه من به يكديگر بخشش مى نمايند، چنين كسانى (روز قيامت) بر منابرى از نورند به گونه اى كه پيامبران و صديقين به جايگاه آنان غبطه مى خورند.
صحيح ابن حبّان، ج2، ص338

فروشگاه اینترنتی

 

نشریات ما

 

 

همسايه‌ها


  

خبر خوان


سبز آبی

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.
و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
 
سورة مباركه  الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)  فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟
22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.
ادامه مطلب...